السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

152

تفسير الميزان ( فارسي )

اينكه فطرتا متمايل به آن است ، ولى شيطانش او را به اين تطبيق دعوت مىكند ، در نتيجه مىپندارد كه راه همين است ، و نمىفهمد كه در بيراهه است ، مىپندارد كه بر حق است ، و احتمال هم نمىدهد كه راه باطل را مىرود . و اين حالت همان غطايى است كه خداى تعالى مىفرمايد : در دنيا بر جلو ديده هايشان مىاندازد و به زودى در قيامت آن را از پيش رويشان برمىدارد : « الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي . . . قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً » « 1 » . و نيز اين معنا را در جاى ديگر كه خطابش در آن به اين گونه افراد است كه در دنيا قرينى از شيطان داشتند ، و روز قيامت ايشان را مخاطب به آن مىكند ، فرموده : « لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ . . . قالَ قَرِينُه رَبَّنا ما أَطْغَيْتُه وَلكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ » « 2 » . * ( « حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ » ) * كلمه « حتى » غايتى است براى فعل مستمرى كه آيه قبلى بر آن دلالت داشت ، يعنى فعل « يعبدونهم » . و معناى جمله « يحسبون » اين است كه اين قرينان شيطانى مدام ايشان را از راه خدا باز مىداشتند ، و مدام مىپنداشتند كه راه همان است كه ايشان مىپيمايند ، تا آنكه مرگ يكى از ايشان برسد . و منظور از اينكه فرمود « تا نزد ما بيايد » روز قيامت است . و ضمير در « جاء » به موصول « من يعش » بر مىگردد ، و چون لفظ موصول مفرد بود « جاء » نيز مفرد آمده . و مراد از « مشرقين » مشرق و مغرب است كه در آن جانب مشرق غلبه داده شده . و معنايش اين است كه : اينان هم چنان بر جلوگيرى از راه خدا ادامه مىدهند و آنان هم كه از ذكر ما كور صفتى مىكنند هم چنان بر پندار غلطشان - كه گمان مىكنند راه يافتگانند - ادامه مىدهند تا آنكه مرگ يكى از ايشان برسد و نزد ما آيد ، در حالى كه قرينش

--> ( 1 ) آنهايى كه ديدگانشان در دنيا در پرده اى بود و ذكر ما را نمىديدند . . . بگو آيا مىخواهيد به شما خبر دهيم از كسانى كه در اعمالشان از هر كس ديگر بىبهره ترند ؟ كسانى هستند كه عمرشان را در راه حيات دنيا تباه كردند ، و مىپنداشتند كه كار خوبى مىكنند . سوره كهف ، آيه 101 - 104 . ( 2 ) تو در دنيا از اين نشاه در غفلت بودى ، ما پرده غفلت را كنار زديم ، اينك امروز ديدگانت تيزبين و خيره شده است . . . قرينش در پاسخ مىگويد : پروردگارا من او را به طغيان نكشيدم ، بلكه او خودش در بيراهه اى دور از راه بود . سوره ق ، آيه 22 - 27 .